
دستور زبان عشق دست عشق از دامن دل دور باد! میتوان آیا به دل دستور داد؟ میتوان آیا به دریا حكم كرد كه دلت را یادی از ساحل مباد؟ xa0 موج را آیا توان فرمود: ایست! باد را فرمود: باید ایستاد؟ آنكه دستور زبان عشق را xa0 بیگزاره در نهاد ما نهاد xa0 خوب میدانست تیغ تیز را در كف مستی نمیبایست داد...
ادامه مطلب
من تورا می فهمم تو صدای ِ تـپش نـبض زمین در جـاذبه ی قـلب منی چشم تو شیشه ی تنهایی را با نگـاهی چه آسان می شکند . . . xa0 من تورا می فهمم تو همه درک من از بازی رقـاصانی که به رقـاصی خود شک دارند، و من از تاریکی این رقـاصی به دل ِ فاصله ها می پـیـچم! تو نمی دانی، شمع مـژگان تو روشنگر این تنهائیست . . . . xa0 من تو را در شَـکم!!! که در این روشنی و رقاصی xa0تو به روشنی من نزدیکی یا به رقاصی عشق؟!...
ادامه مطلب