لحظه ای مکث کن

خرید بک لینک
غیر اندیشه تو در سر من چیزی نیست
این قدر تند نرو ، محض خداوند بایست


لحظه ای مکث کن وجان خودت راست بگو
مهربان قلب تو در دایره سلطه کیست؟


تا که از دست تو راحت بشوم خواهم رفت
آخرین جمله اش این بود وبه من می نگریست

ای تو که دغدغه هر شب و هر روز منی
می شود بی سر سبزتو مگر راحت زیست؟



تو نمی دانی از آغاز عطا کرده خدا
به دل اهل زمین صفر وبه چشمان تو بیست



تو چه دانی که همین من سراپا تقصیر
علت این همه افسردگی و دردش چیست



خاطرت جمع که دست از تو نخواهم برداشت
گر چه این حرف برای تو کمی تکراری ست

گوشه تنهایی من...

ما را در سایت گوشه تنهایی من دنبال می‌کنید

برچسب: لحظه ای مکث نما,لحظه ای مکث, نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 20:39

صفحه بندی